|
پسر میدونی اشتباه یعنی چی...
یعنی یه کاری کرده باشی که پشیمون شدی از کردنش...
با اینکه میدونستی اشتباه بوده ولی کردیش اونم به دفعات....
یعنی کابوس...
کابوسی خیلی بدتر از کابوس شب امتحان که هیچی نخوندی... کابوسی خیلی بدتر از اینکه داری تقلبایی که شب قبل نوشتی رو از جیبت در میاری و میترسی مراقب امتحان ببینه... کابوسی بدتر از ترس گرفتن کارنامه و نتیجه ش...

اخ که چقدر دلم واسه سیلی های بابام تنگ شده...
شاید اخرین سیلیشو 9 سالم بود بهم زدو 10 ساله ازش سیلی نخوردم...
اخ که چه حالی میداد سیلی هاش...
وقتی میخوردم تا جا داشت گریه میکردم و خالی میشودم...
الان اشک تو چشام حلقه زده و اهنگ گله بی باک و دارم گوش میدم...
داره میگه : من گله دارم از خدا هم اره گله دارم که چرا تو هر قدم میخوره گره کارم
خدا اره ازت گله دارم...
همین جا اعنراف میکنم...
من افشین خیلی بدی ها دارم...
ولی مهمترینش اینه خیلی ارادم پایینه...
مریضم...
از لوات هیچ لذتی هیچ لذتی نمیبرم... ولی وقتی لوات میکنم....
ولش کن...
من چقدر عوضی بودم...
خیلی کثافت بودم...
درخت بودم شاید از سایه ام استفاده میکردن ولی حالا چی...
من انسان نیستم.فقط موجودی دو پا...
خدایا این دفعه کمکم کن...
این توبه رو نمیشکنم...
خدا به اندازه یه چشم به هم زدن ولم کنی کارم زاره ها...
کمکم کن...
امیدوارم خدا کمکم کنه.
هر چند روز 1 بار میام این مطلبو میخونم تا دوباره جمع شه ارادم...
شاید یه بدی که باطنیه این اراده پایینمه...
به نامه حق که زد بر گوش کسی که گفت من مرد جنسیتم است...
|